کد خبر : 30822

تجاوز جنسی

پدری که دختر خود را باردار کرد و دختر بیچاره راه فرار از دستش را نداشت .

به گزارش ورنداز :

تجاوز جنسی

پدری که دختر خود را باردار کرد و دختر بیچاره راه فرار از دستش را نداشت .

ماجرای تجاوز پدر خاطره به دختر بیگناهش را میخوانید .

پرونده خاطره 24 ساله از دو سال پیش در دادگاه عالی افغانستان و در کابل گشوده شد و مورد بررسی قرار گرفت. داستان این پرونده برای بسیاری از افغان ها تازگی ندارد اما «خاطره» شاید از معدود دخترانی است که در افغانستان شکایت رفتار غیرانسانی پدرش را به دادگاه کشانده و حالا در انتظار اجرای عدالت است و برای روز اعدام وی ثانیه شماری می کند. تراژدی تلخ  خاطره 4 سال داشت که پدرش برای کار به ایران رفت. خودش می گوید: «یادم است در آن سال ها با دیدن محبت های عموها و دایی هایم به دخترانشان حسرت نبود پدر را می خوردم.لحظه شماری می کردم تا پدرم بازگردد و مرا مانند همه پدران در آغوش بگیرد. این انتظار من در 12 سالگی به پایان رسید.پدرم به افغانستان بازگشت اما همه حسرت هایی که در وجودم بود و ابراز محبتی که از او انتظار داشتم با رفتارهای آزاردهنده او، مرا تبدیل به نوجوانی گوشه گیر کرد که دیگر حتی نمی خواهد پدرش او را نوازش کند.» خاطره که در برابر دیدگان مادر و برادرانش در نوجوانی با زور و تهدید تسلیم نیت شوم پدر شده بود افزود: «من که از کارهای پدرم آزرده بودم موضوع را با مادربزرگم (مادر پدرم) درمیان گذاشتم اما او به جای کمک مرا سرزنش کرد و گفت هر پدری دخترش را نوازش می کند.» آزارهای پدر خاطره ادامه داشت تا اینکه او در 14 سالگی از پدر باردار شد. این دختر که هنوز با یادآوری گذشته، غم به چشمانش می دود گفت: «ترسیده و شوک زده بودم و فقط یک گوشه کز می کردم. پدرم به مادرم فرصت نمی داد چیزی بگوید یا اعتراضی کند. وقتی باردار شدم پدرم خانه ای در محله دیگری از کابل پیدا کرد و از آنجا به بغلان رفتیم. در آنجا بچه به دنیا آمد و پدرم او را به صحرا برد و در آنجا رها کرد و من هرگز این کودک را ندیدم.» اما این پایان کار نبود، خاطره چهار بار دیگر نیز باردار شد اما نزدیکانش که از جنایت پدر آگاه بودند دخترک را به بیمارستان برده و بچه ها سقط شدند.  تولد زینب کوچولو  زندگی خاطره و خانواده اش سیاه شده بود.برادرانش از ننگ رفتار پدر خانه را ترک کرده بودند و همسایگان نیز به دنبال فرصتی بودند تا این پدر شیطان صفت را تحویل پلیس دهند. «حلیم» پدر خاطره نیز که از نفرت اطرافیان خبر داشت همواره فراری بود. ساکنان محلی می گفتند او باید دستگیر و اعدام شود و مجازاتی غیر از این شایسته او نیست. خاطره 19 ساله شده بود که بار دیگر باردار شد اما این بار راضی به سقط نشد و فرزندش را به عنوان سندی برای اثبات جنایت و رفتار وحشیانه پدر نگه داشت. زینب به دنیا آمد و در کنار خاطره و مادرش بزرگ شد.این دختر که هم مادر و هم خواهر دخترش است گفت: «همیشه وقتی از پدرم می پرسیدم که چرا این ظلم را به من کرد او در جواب اعتراض هایم بدترین جملات را می گفت و به رفتارهایش ادامه می داد. او برای سرپوش گذاشتن به رفتارهایش مرا متهم به بی آبرویی می کرد. چاره ای نداشتم و باید سندی نگه می داشتم و به همین خاطر زینب را به دنیا آوردم. حالا نمی دانم وقتی او بزرگ شد باید به او چه بگویم و چه صدایش کنم؛ خواهرم یا دخترم.» خاطره کودکش را به دنیا آورد و با این سند علیه پدرش شکایت کرد اما آنطور که خودش می گوید نتیجه ای نگرفت. او افزود: «وقتی پیش قاضی رفتم به من گفت چرا خودت جنین درون شکمت را نکشتی یا سقطش نکردی. من هم نگاهی به او کردم و گفتم آن وقت همه مرا متهم به ارتباط با دیگران می کردند.» او آخرین خاطره تلخ آزار و اذیتش را نیز اینگونه تعریف کرد: «شب عید بود که پدرم، مادرم را به خانه همسایه فرستاد و با آمپول و قرص های بسیاری سراغ من آمد. مادرم که قبلاً با روحانی، وکیل محل و پلیس صحبت کرده بود آنها را خبر کرد و به این ترتیب پدرم اوایل صبح بازداشت شد. این آخرین باری بود که مورد تعرض او قرار گرفتم. بعدها فهمیدم پدرم آن قرص ها و آمپول ها را برای جلوگیری از باردار شدنم آورده بود.»پدر دخترک عامل تجاوز بود و براساس ماده هفدهم قانون منع خشونت علیه زنان و مواد 148 و 149 قانون جزای افغانستان او به اعدام محکوم شد.خاطره که دو سال برای اثبات بی گناهی اش در راهروهای دادگاه ها سرگردان بود در پایان جلسه دادگاه و اعلام حکم گفت: «تا پای اعدام پدرم خواهم ایستاد. این اتفاق زندگی مرا ویران کرده اما می خواهم اعدام پدرم عبرتی باشد تا دختران افغان دیگر از این سرنوشت شوم نجات یابند. 

نوشین کلاته خبرنگار و دبیر سرویس

منبع گیل خبر
ارسال نظر

نظرات کاربران
  • ناشناس

    الهی
    خودت دادرس باش

آنچه دیگران میخوانند :
تبلیغات متنی