کد خبر : 12759

امیر رضا دلاوری | بیوگرافی امیر رضا دلاوری

بیوگرافی امیر رضا دلاوری را در این مطلب میخوانیم

به گزارش ورنداز :

بیوگرافی امیررضا دلاوری

امیررضا دلاوری متولد 17 مرداد 1355 در تهران ، بازیگر سینما و تلویزیون است

تا دیپلم بیشتر درس نخواند اما از 18 سالگی با تئاتر شروع و سپس در 19 سالگی جلوی دوربی رفت و حالا در نواختن سازهای تار و تمبک نیز مهارت دارد

 

بیوگرافی امیررضا دلاوری Amir Reza Delavari بازیگر با عکس

 

خانواده

 

بعنوان فرزند اول به دنیا آمد ، پدرش بازنشسته نیروی هوایی و مادرش معلم ریاضی بود و دو برادر کوچکتر از خود بنام های احسان و اشکان دارد

حرفه ای با تئاتر

 

سال 1373 وقتی 18 ساله بود از طریق یکی از دوستانش به تئاتر شهر معرفی شد تا نمایشی را برای آموزش و پرورش منطقه 10 کار کند اما این نمایش مجوز نگرفت

 

او سپس با تئاتر های مختلفبروی صحنه رفت تا اینکه سال 1374 در یک کلیپ موسیقی از ساخته های مسعود آب پرور بازی کرد

 

عکس امیررضا دلاوری و مادرش

عکس امیررضا دلاوری و مادرش

 

در قاب تلویزیون

 

در نهایت با معرفی آقای مسعود آب پرور (نویسنده و کارگردان) اولین تجربه بازی در قاب تلویزیون را با حضور در سریال «مهر خوبان» در سال 1374 تجربه کرد

 

او سپس با فیلم «متولد ماه مهر» به کارگردانی احمدرضا درویش در سال 1378 نیز وارد سینما شد

 

شهرت

 

 دلاوری از سال 1385 با سریال ما چند نفر دیده شد و سال 1392 با سریال هوش سیاه دو به شهرت رسید و با مچموعه آنام و گشت پلیس سال 97 به شهرت رسید

ازدواج 

 

امیررضا دلاوری در سال 1386 وقتی 31 ساله بود با خانم الهام مرادی ازدواج کرده که حاصل آن تنها یک دختر بنام دیار متول سال 1388 است

 

این زوج از طریق یک دوست مشترک با هم آشنا شدند و در نهایت با دعوت امیررضا دلاوری از همسر آینده اش به نمایش تئاتر خود این آشنایی شکل گرفت

 

عکس امیررضا دلاوری و دخترش

عکس امیررضا دلاوری و دخترش دیار

 

دوست داشتن فرزندم دختر باشد

 

من خواهر نداشتم و دختری در خانه‌ مان نبود، به همین خاطر دوست داشتم فرزندم دختر باش د. فکر می‌ کنم اکثر آقایون دوست دارند دختر داشته باشند

 

من هم وقتی فهیمدم فرزندمان دختر است خوشحال تر شدم

افتخارات

 

از جمله افتخارات می توان به دریافت جایزه اول بازیگری برای نمایش شب مهتابی از جشنواره دفاع مقدس و دریافت دیپلم افتخار برای نمایش خیابای فجر اشاره کرد

 

علاوه بر اینها سه کلیپ موسیقی به نام‌ های مثنوی شهادت، مسافر و کاری از مجید اخشابی دارد که به خاطرش جایزه هم گرفته است

 

 

کار سینمایی

 

● خائن کشی – 1399

● خانه ماهرخ – 1399

● تک تیرانداز – 1399

● غیبت موجه – 1399

● ترانه – 1396

● حضور مخفی یک بیگانه – 1396

● جاده فرعی – 1396

● آزاد به قید شرط – 1395

● فردا – 1392

● کبریت سوخته – 1391

● روز روشن – 1391

● چ – 1391

● خودزنی – 1391

● مهتاب روی سکو – 1389

● فقط بیست – 1389

● نفوذی – 1388

● مرگ یک شاعر – 1388

● دنده معکوس – 1387

● سوپ تلخ – 1387

● آنجا که زاده شدم – 1387

● سایاب – 1386

● مخمصه – 1385

● ستاره‌ ها 2: ستاره است – 1385

● جنایت – 1382

● عاشق مترسک – 1382

● متولد ماه مهر – 1378

زندگی با یک بازیگر سخت است

 

الهام مرادی: اگر با همسرتان هم‌ حرفه نباشید منظورم همسری است که بازیگر باشد ، واقعا زندگی به خصوص در سال‌ های اول کمی سخت است

 

در ابتدا از توجه مردم به همسرم و اینکه مدام هر جا می‌ رویم زیر نگاه کنجکاو مردم باشیم خوشم نمی‌ آمد و به آن عادت نداشتم اما الان دیگر به این موضوع عادت کردم

کار تلویزیوی

 

● می جان – 1399

● وارش – 1398

● گشت پلیس – 1397

● هیئت مدیره – 1397

● آنام – 1397

● روزهای بهتر – 1395

● پریا

● یادداشت‌ های یک زن خانه‌ دار – 1394

● آسمان من – 1393

● زخم – 1393

● هفت سنگ – 1393

● هوش سیاه 2 – 1393

● خواب بلند – 1393

● کلاه پهلوی – 1393

● بیدار باش – 1391

● لبه آتش – 1390

● ساختمان 85  – 1389

● مختارنامه – 1388

● عملیات 125 – 1387

● پاتوق – 1387

● بیداری – 1386

● ما چند نفر – 1385

● پایان نمایش – 1384

● آهوی ماه نهم – 1383

● آبی مثل دریا – 1381

● بگذار آفتاب برآید – 1378

● شن‌ های کف رودخانه – 1376

● کارآگاه – 1375

● مهر خوبان – 1374

● ترور – 1374

● فروغ بی پایان – 1370

 

تله فیلم

 

● آینه‌ ای در غبار – 1389

● مرخصی – 1389

● عزیزی که ناپدید شد – 1388

● انتخاب سیاوش – 1388

● قهرمان – 1387

فرزند‌ دار شدن شبیه و قابل مقایسه با هیچ حس دیگری نیست

امیررضا دلاوری : من فکر می‌کنم هیچ مرحله‌ای در زندگی نیست که مانند بچه‌دار شدن باشد. بعضی از احساسات ممکن است شبیه هم باشند و شما قبلا تجربه کرده باشید

اما فرزند‌دار شدن شبیه و قابل مقایسه با هیچ حس دیگری نیست و هرچقدر هم برای کسی که هنوز صاحب فرزند نشده این حس را تعریف کنید و او هم در جواب بگوید« درک می‌کنم » باز هم مطمئن باشید تا خودش این حس را تجربه نکند به درک درستی هم نخواهد رسید.

حس عاشقانه و حس مسوولیتی که نسبت به فرزند دارید نسبت به هیچ چیز و هیچ شخص دیگری ندارید و آنقدر این حس قوی است که می‌توان ادعا کرد زندگی را به دو بخش قبل و بعد از تولد فرزند تقسیم می‌کند.

دختر کم‌توقع ما

امیررضا دلاوری : دیار اصلا از آن دسته بچه‌هایی نیست که مرتب به ما بگوید فلان چیز را بخر. حتی تا همین اواخر با اینکه همه دوستانش تبلت داشتند او از ما نخواسته بود برایش تبلت بخریم و خودمان برایش تهیه کردیم.

گاهی که برای بازگرداندنش از کلاس زبان دنبال او می‌روم در مسیر می‌پرسم چیزی دوست دارد برایش بخرم؟ یا دوست دارد برویم چیزی بخوریم؟ اما معمولا می‌گوید نه. البته چون علاقه به دوغ در ما ارثی است گاهی می‌گوید: « مرسی یه دوغ کوچولو فقط. » (می‌خندد)

الهام مرادی : اگر هم چیزی را دوست داشته باشد معمولا مستقیم نمی‌گوید؛ مثلا در مورد تبلت هم پرسید:« مامان تبلت چیه؟ چطوری باهاش بازی می‌کنن؟ » این طوری شد که من و پدرش متوجه شدیم دوست دارد تبلت داشته باشد.

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان https://namakstan.net

امیررضا دلاوری , امیررضا دلاوری و همسرش , بیوگرافی امیررضا دلاوری , اینستاگرام امیررضا دلاوری , عکس های امیررضا دلاوری

دخترم بابایی است

الهام مرادی : من به نظم و دیسیپلین معتقدم ولی همسرم با دیار برخورد منعطف‌تری دارد؛ به همین خاطر دخترمان بابایی شده. (می‌خندد)

امیررضا دلاوری : دیار زمان بیشتری را در کنار مادرش است و با او احساس راحتی بیشتری دارد. ممکن است کاری را من با یک نگاه از او بخواهم و انجام دهد ولی چون با مادرش خودمانی‌تر است همان کار را پشت گوش بیندازد.

وقتی تلویزیون  ال‌ای دی ما خط‌خطی شد

امیررضا دلاوری : دیار نزدیک به شش سال دارد اما من به یاد ندارم در این مدت که خدا او را به ما داده در خانه خرابکاری کرده باشد. اتفاقا خانه ما پر است وسایل شکستنی و… حتی خود من وقتی راه می‌روم می‌ترسم این وسایل بیفتند و بشکنند اما دیار تا به حال چیزی را نشکسته یا روی دیوارها نقاشی نکشیده و کلا اهل این طور شیطنت‌ها نیست.

اما یک روز وقتی سه ساله بود من دیدم روی تلویزیون خانه کلی خط‌های عمیق افتاده و تعجب کردم. از دیار دلیلش را پرسیدم و متوجه شدم وقتی من در اتاق بودم و همسرم در آشپزخانه، تلویزیون فیلمی پخش کرده که در آن فیلم دختری که دم در خانه نشسته بوده

توسط یک مرد در حال ربوده شدن بوده و دیار با چاقوی پلاستیکی‌اش سعی داشته از دختر کوچولوی داستان دفاع کند و روی دست مرد رباینده با چاقویش خط می‌کشیده است.

الهام مرادی : دخترم با بغض و ناراحتی این ماجرا را تعریف کرد و گفت: « آخه مامان؛ اون آقاهه می‌خواست نی‌نی رو از مامانش جدا کنه. »

منبع فتوکده ،نمکستان
ارسال نظر

آنچه دیگران میخوانند :
تبلیغات متنی